اینم ادامش تو ادامه مطالبه راستی کیانا خوب شد؟
نوشته شده توسط صنم در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 5:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
این نوید که من دوستش دارم
نوشته شده توسط کیانا در چهارشنبه 23 اسفند1385 ساعت 4:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مامان دارم دیوونه میشم دوبار اپ کردم اصلا نرفت به هر حال من جمعه ادامه داستانو میدم
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 23 اسفند1385 ساعت 12:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اربعین حسینی رابه همه دوستداران ان امام تسلیت عرص میکنم![]()
نوشته شده توسط صنم در شنبه 19 اسفند1385 ساعت 6:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
می دونم زشتن ولی نظر بدید![]()

نوشته شده توسط کیانا در جمعه 18 اسفند1385 ساعت 9:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اینم بقیه فصل ۱
میدونم خیلی بده ولی به بزرگی خودتتون ببخشین و بهنام خان من باید داستانتو بخونم که براش اسم بذارم
(کیانا عکس دومی برای کتاب خوبه؟و داستانو کمی تغییر دادم راستی برای اسم داستان چی کردی؟)
نوشته شده توسط صنم در جمعه 18 اسفند1385 ساعت 7:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام من کیانام دوست صنم یا همون هانی خودمون
بهنام خان منم اومدم تو کار![]()
![]()
نوشته شده توسط کیانا در چهارشنبه 16 اسفند1385 ساعت 11:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بهنام خان اینم برای تو یه ذره سر حال بشی 
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 16 اسفند1385 ساعت 11:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام
امروز ناظمون اومد تو من گفتم سلام سلام خاله بزغاله
اونم اومد یه چیز بگه بچه ها زدن زیر خنده اونم از خیرش گذشت
نوشته شده توسط صنم در دوشنبه 14 اسفند1385 ساعت 6:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
افتاحیه ی این وبلاگو تبریک نمیگین من یکی از طرفدارای داستانای خیالیم اومدم که خودمودوستم داستانیو که نوشتیم براتون بذاریم ببینین قلممون چیه تا بعد![]()
نوشته شده توسط صنم در یکشنبه 13 اسفند1385 ساعت 10:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY