
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 26 دی1386 ساعت 2:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
این خدابیامرز کیانا که معلوم نیست کجاست اخه من رفتم به قبرش سر زدم ولی خالی بود . به هر حال من هستم با اینکه یه عالمه درس دارم اومدم . خب داستان منو بی خیال بشین چون اصلا حالو حوصله نوشتن ندارم مگه کیانا ادامه بده. ولی یه داستان از دوستامه که خیلی دوستش دارم عالی که کمه بی نظیره . جنی پاکر ( دختر مریخ)فصل اول تا چهار
خب فعلا همین ۴ فصل رو داده. بعد یه چیزی من کتاب ۷ خوندم اخرش خوبه !


نوشته شده توسط صنم در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 6:48 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
خ




امیدوارم خوشتون اومده باشه و اومدم بگم بابا من زندم (نگه همه سراغمو می رسیدن)به هر حال این کیاناهم اصلا یاد ما نیست که خدا من مدرسه عوض کردم نه خونه خب زنگ بزن.حالا تا بعد کع برای این متروکه هم یه فکری کنم می خوام داستو ادامه بدم.اینم مخصوص نیلوفر جون دنیل و اما
نوشته شده توسط صنم در شنبه 30 تیر1386 ساعت 5:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
چرا روی نقاشیا بیخودی سایه میزنی
این همه حرف خوب داریم حرف گلایه میزنی
اگه منو دوست نداری راحت اینو بهم بگو
چرا با حرفات و نگات بهم کنایه میزنی


نوشته شده توسط صنم در دوشنبه 28 خرداد1386 ساعت 5:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
برای دریافت تموم کتابهای سرزمین اشباح کلیک کرده و انها را دانلود کردو بخوانید
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت 9:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



اومدم من اومدم با یک سبد عکس اومدم
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 22 فروردین1386 ساعت 12:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اینم ادامش تو ادامه مطالبه راستی کیانا خوب شد؟
نوشته شده توسط صنم در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 5:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مامان دارم دیوونه میشم دوبار اپ کردم اصلا نرفت به هر حال من جمعه ادامه داستانو میدم
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 23 اسفند1385 ساعت 12:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اربعین حسینی رابه همه دوستداران ان امام تسلیت عرص میکنم![]()
نوشته شده توسط صنم در شنبه 19 اسفند1385 ساعت 6:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اینم بقیه فصل ۱
میدونم خیلی بده ولی به بزرگی خودتتون ببخشین و بهنام خان من باید داستانتو بخونم که براش اسم بذارم
(کیانا عکس دومی برای کتاب خوبه؟و داستانو کمی تغییر دادم راستی برای اسم داستان چی کردی؟)
نوشته شده توسط صنم در جمعه 18 اسفند1385 ساعت 7:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بهنام خان اینم برای تو یه ذره سر حال بشی 
نوشته شده توسط صنم در چهارشنبه 16 اسفند1385 ساعت 11:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام
امروز ناظمون اومد تو من گفتم سلام سلام خاله بزغاله
اونم اومد یه چیز بگه بچه ها زدن زیر خنده اونم از خیرش گذشت
نوشته شده توسط صنم در دوشنبه 14 اسفند1385 ساعت 6:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
افتاحیه ی این وبلاگو تبریک نمیگین من یکی از طرفدارای داستانای خیالیم اومدم که خودمودوستم داستانیو که نوشتیم براتون بذاریم ببینین قلممون چیه تا بعد![]()
نوشته شده توسط صنم در یکشنبه 13 اسفند1385 ساعت 10:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY